خنده حاج علی/اشک شوق اسرای عراقی

خاطرات والفجر هشت

خاطرات والفجر هشت

برای آن که به آنها بگویم که برادر ما هستند و ما با اسرا خوب رفتار می کنیم، سیم دستش را باز کردم و به بیرون پرتاب کردم، این عمل من باعث شد اشک عراقی ها در بیاید....

ادامه نوشته

اولین باری که حاج بصیر را عصبانی دیدم

از خودگذشتگی یک فرمانده

از خودگذشتگی یک فرمانده

به ناچار مجروحین را بلند کردم و با چوب و اسلحه و هر چیزی که می‌شد، آنها را سر پا نگه داشته و به عقب انتقال دادیم. وقتی رسیدیم، همین که کتف زخمی حاج بصیر را دیدم، دستمال کوچکی را که در جیبم داشتم، درآوردم تا زخمش را ببندم...

ادامه نوشته

وصیت نامه سردار شهید علیرضا کوهستانی

وصیت نامه سراسر نور  سردار شهید علیرضا کوهستانی
 
فرمانده گردان بهداری لشکر ۲۵ کربلا

مگر اسلام هنوز غریب نیست؟ مظلومیت امروز اسلام در دنیا بی نظیر است. اگر آن روز حسین در زیر سم ستوران جنازه اش خرد شد، امروز پیکراسلام در زیر زنجیر های تانک اسرائیل له می شود و اگر آن روز زینب به اسارت رفت ، امروز اسرائیل هزاران زن حامله ی مسلمان را شکم می درد؛ کدامین درد بزرگتر از این و کدامین اندوه سنگین تر از این است؟

 


ای امّت شریف بگسلید زنجیرهای علایق دنیا را! بکشید این بار سنگین مسئولیت را، تا به صاحب اصلیش تحویل نمایید. ای شهیدان گوارا باد بر شما بهشت جاویدان که گسستید این زنجیر ها را و بر دوش کشیدید این بار سنگین مسئولیت را و سوختید و چراغ راه ما گمشدگان شدید.

راستی چه زیباست با روئی سرخ به دیدار خدا رفتن و چه زیباست زنجیر های اسارت را با اسلحه ی زیبای شهادت گسستن.

پروردگارا برای رسیدن به لقائت به کجا بنگرم؟ به کوه ها و دریاها یا به مزار شهدا و یا به شهدای خونین رنگ جبهه ها و جنازه های مفقودین؟

ادامه نوشته