وقتی بچه فیل بعثی مرا به داخل فاضلاب توالت انداخت

به روایت آزاده سرافراز شعبان علی نائیجی

به روایت آزاده سرافراز شعبان علی نائیجی

مرا کشان کشان به سوی توالت بردند در کنار توالت، خندقی سر باز بود که فاضلاب توالت ها در آن می ریخت. عمق آن تا گردن آدمی می شد، مرا در داخل آن انداختند و بر سر من کابل می زدند تا سرم را بزیر قاذورات ببرم...

ادامه نوشته

عمه بیا گمشده پیدا شده!

دو روایت زیبای گروه تفحص از سردار باقرزاده/

خبرگزاری فارس: روایت سردار باقرزاده از دفترچه مداحی شهید تفحص شده

در روایات داریم عظمت حسین بن علی(ع) در آسمان‌ها بالاتر و شناخته شده‌تر و عظیم‌تر از آن است که در نزد اهل زمین است؛ کما اینکه در مورد شهدا هم همینطور است؛ شهدا را خوب نمی‌شناسیم...

ادامه نوشته

نبرد تن و کاتیوشا در عملیات کربلای پنج

روایت شهادت سردارشهید کاظم علی زاده

خبرگزاری فارس: نبرد تن و کاتیوشا در عملیات کربلای 5

مینی کاتیوشا و کاتیوشا پشت هم، منطقه را می کوبیدند. سه نفری که جلوی ما بودند، بدو بدو رفتند پشت خاکریز. ما نتوانستیم برویم. همان جا زمین گیر شدیم و خیز رفتیم...

ادامه نوشته

بعد از شهادتم لباس هایم را به سپاه تحویل دهید

یادی از سردار شهید نادعلی رضایی

حماسه زیر پوست جنگ12/همگام با بزرگداشت شهدای معاونت نیرو

یک روز به من گفت: «اگر شهید شدم، این دو دست لباسم را تحویل سپاه بده تا حقی از بیت المال، به گردن من نماند.»...

ادامه نوشته

چیلات، کربلای شهید عالی/زیارت یا شهادت آرزویی که تحقق یافت

ناگفته های سردار کمیل از عملیات والفجر6

 

هر چه که زمان می‌گذشت دغدغه برای سر و سامان پیدا کردن شهید عالی بیشتر می‌شد، هر وقت هم با او تماس می‌گرفتیم او در جواب می‌گفت: «یا زیارت یا شهادت»...

ادامه نوشته

در گیری تن به تن با فرمانده تیپ بعثی در عملیات والفجر8

ناگفته های سردار اکبرنژاد از شهر فاو

یک بعثی از کنار دیوار به من نزدیک شد، یقه مرا گرفت و در گیری تن به تن شروع شد، نیروها کمی آنسوتر نظاره گر ما بودند و نمی توانستند تیر اندازی کنند، چون می ترسیدند به من بزنند، دست به یقه شدیم و همدیگر را چند بار به دیوار کوبیدیم...

ادامه نوشته