گردنم را هم اگر قطع کنید؛ ریشم را نمی‌زنم

یادباد آن روزگاران یادباد
 

 

حاج بصیر به من گفت: «منصور جان! برو از طرف من به بچه‌های گردان سلام برسان و بگو همه ریش‌های‌شان را بزنند، چون احتمال این که دشمن از مواد شیمیایی استفاده کند زیاد است».
ادامه نوشته

ثروت‌های بی‌پایان

گذری بر زندگانی شهدا
 

 

در مصیبت جانکاه مرگ دختر جوان و عزیزش در پاسخ به اصرار خانواده برای ترک منطقه جنگی و حضور در مراسم تشییع و تدفین می‌گوید: این سربازانی که در مصاف با دشمنان بعثی هستند همگی فرزندان من‌اند و من وظیفه دارم که در کنار آنها باشم.
ادامه نوشته

صدای به هم خوردن دندان ها را می شد از دور شنید

راز معبر هشتم/

راز معبر هشتم/

نماز مغرب و عشاء را خواندیم و بعد از نماز به سوی اروند حرکت کردیم. هرچه جلوتر می رفتیم آب بالاتر می آمد. آب تا سینه و گردن مان بالا آمده بود. آن قدر سرد بود که صدای به هم خوردن دندان ها را می شد از دور شنید...

ادامه نوشته

انقلاب یعنی دگرشدن نه دگرگون شدن!

مناجات نامه + وصیت نامه از هنرمند شهید محمدعلی معصومیان

مناجات نامه + وصیت نامه از هنرمند شهید محمدعلی معصومیان

معنی اصطلاحی انقلاب یعنی دگرشدن نه دگرگون شدن. انقلاب یعنی رذالت، خیانت و حیوانیت را کنار گذاشتن و به سوی شرافت، مردانگی، انسانیت و غیرت حرکت کردن و خودی شدن، یعنی انسان خودی، خود را بشناسد و بداند برای چه قدم به این دنیای پست گذاشته...

ادامه نوشته

وقتی به چهره ی حاج بصیر نگاه می کنی، قشنگ می توانی تصویر یکی از یاوران اباعبدالله را ببینی!

در لا به لای دست نوشته های محمدعلی معصومیان

در لا به لای دست نوشته های محمدعلی معصومیان

بعد از آن، فرمانده محترم گردان، «حاج حسین بصیر» که واقعاً انسان نمی داند از این ها چگونه یاد کند، با آن چهره نورانی، از جا بلند شد و یک نگاه پرمعنایی به بچه ها کرد. وقتی که به چهره ی او نگاه می کنم، جداً گریه ام می گیرد...

ادامه نوشته

غیرت مازندرانی‌ها در کلام یک شهید

مروری بر دست نوشته‌های هنرمند شهید محمدعلی معصومیان

مروری بر دست نوشته‌های هنرمند شهید محمدعلی معصومیان

مردانی پرکار و زحمت کشند، جنگجو و ستیزگرند، سری پر شور و دلی مالامال از محبت و صفا دارند، صمیمیت و خلوص در ضمیرشان هویداست...

ادامه نوشته

یعقوبی که یوسفش را در ام الرصاص گم کرده بود

یادی از هنرمند شهید محمدعلی معصومیان

یادی از هنرمند شهید محمدعلی معصومیان

ما که این طرف اروند بودیم، وقتی جنازه شهدا را می‌آوردند،دقیق می‌شدم که ببینم آیا تو، هاشم و محمدعلی، جزو شهدا هستید یا نه؟...

ادامه نوشته

وقتی پیکر شهید به پره ی موتور قایق گیر کرده بود

روایت عاشقانه ی رزمنده لشکر 25 کربلا

وسط اروند، قایق ما خاموش شد و در نیزارها گیر کرد. وقتی راننده ی قایق کمی بررسی کرد متوجه شد که پیکر مطهر یکی از شهدا به پره ی موتور قایق گیر کرده است و باعث خاموش شدن موتور شده است...

ادامه نوشته

همسرم گفت 40درصد دیگر جانبازی ات را بگذار برای آخرت+تصاویر تکان دهنده

یادی از جانباز شیمیایی، بیسیم چی حاج بصیر «شهید علی امانی»

همسرم در بیمارستان ساسان وقتی فهمید این جانبازی که درصد مجروحیتش 60 درصد است و فقط 20 درصدش را داده‌اند، قسمم داد دنبالش نرو؛ گفت بماند برای آخرتت...

ادامه نوشته

هلهله ملائک بر بام قله های ماووت

سفرنامه ی عاشقانه ی حج شهدا، سعی و صفای بصیر

*حضور حاج بصیر بعد از شهادتش در مراسم فاطمیه

http://jangoganj.ir/uploads/shahid/aks/jangoganj.ir1/HajBasir%20(6).JPG

باز هم دومین روز از ماه دوم بهار از ره رسید و دل های دلدادگان به تب و تاب عطشناک فراق افتاد. حاج بصیر! قائم مقام لشکر ویژه 25 کربلا؛ تمام زیبایی های خلقت در وجودت نهفته است و مقام زیبنده ی علمداری را چه زیبا در جانت نوشانده اند...

ادامه نوشته

فرمانده ای که آرزو داشت همراه خانواده به شهادت برسد

یادی از حاج بصیر، علمدار لشکر ویژه 25 کربلا

آرزو دارم كه خانوادگی به شهادت برسیم تا وقتی كه جنازه ما را به شهر فریدونكنار می آورند، مردم فریدونكنار به خود آیند و صفوف جبهه را خالی نگذارند...

ادامه نوشته

تصاویر ناب از علمدار لشکر ویژه 25 کربلا

یادنامه تصویری سرلشکر شهید حاج حسین بصیر

در عصر عاشورای سال 1322 شمسی ماهی دیده به عالم گشود که بعدها شهره به علمداری شد، آن هم علمداری لشکری مزین به نام کربلا. قائم مقام لشکر خط شکن 25 کربلا تاب دنیا را نداشت، قله های ماووت کربلایش شد. او در عملیات کربلای 10، روز دوم اردیبهشت ماه 1366 داغ بزرگی بر دل جاماندگان نهاد و پرواز کرد.

ادامه نوشته

حماسه آفرینی سیاسی و اقتصادی از نگاه یک فرمانده شهید

بازخوانی وصیت نامه های مرتبط با پیام امام خامنه ای (مدظله العالی)

این شمائید كه فشارهای اقتصادی و فشارهای متعدد دیگر را با بردباری و متانت خاص تحمل كرده و می‌كنید. اما سخن اینجاست همه ی این فداكاری ها را شما كوخ نشین ها، شما مستضعفین، شما طبقه محروم جامعه، انجام دادید...

ادامه نوشته

روایت علمدار لشکر ویژه 25 کربلا از عملیات والفجر8+تصاویر منتشرنشده

عملیات فتح فاو به زبان سرلشکر شهید حاج بصیر

حركت شروع شد؛ وقتی به وسط آب رسيدند، عده ای از برادرها چندنفری با صدای يا حسين(ع) و يا علی(ع) و يا زهرا(س) از پا می افتادند. گويا آب آنان را گرفته بود ولی حركتشان را ادامه می دادند و جلو می رفتند...

ادامه نوشته

علمدارِ حاج بصیر چه کسی بود؟

یادی از سردار گمنام لشکر 25 کربلا«شهید محمدحسین باقرزاده» جانشین گردان یارسول(ص)

وقتی از تلويزيون مارش عمليات والفجر8 را شنيدم، دلم لرزید و هر لحظه انتظار اين را داشتم که خبر شهادت محمدحسین را به من بدهند. چند روز بیشتر طول نکشید...

ادامه نوشته

روایت جالب نگهداری 2000 اسیر عراقی

خاطره ای خواندنی از برادر حامی گت آقازاده

خبرگزاری فارس: روایت نگهداری 2 هزار اسیر عراقی

نقشه جواب داد. دقایقی بعد به اندازه یک تپه، شلوار جمع شد. تا صبح، کنار آتش بزرگی که راه انداخته بودیم، همراه با دوهزار اسیر که شلوار پایشان نبود، شب را صبح کردیم...

ادامه نوشته

شیر گردان یارسول(ص) ، سردار شهید محمد تیموریان

وقتی ضامن آهو، قول فرمانده شهید شمالی به مادرش را وفا می کند+تصاویرمنتشرنشده

شهدا را در حرم آقا علی ابن موسی الرضا(ع) طواف می دهند. سردار محمد تیموریان هم توی تابوت، مهمان آقا امام رضا(ع) می شود، تابوش در حرم آقا طواف می شود. بعد از طواف و تشیع جنازه، تابوت محمد سرگردان به معراج الشهداء مشهد می رود.

شهید محمد تیموریان؛ فرمانده گردان یارسول(ص) از شهرستان آمل، «لشکر ویژه خط شکن 25 کربلا» عاشق و دلداه آقا علی ابن موسی الرضا(ع) بود...

ادامه نوشته

بسیجی سیزده ساله ائی که فرمانده سپاه سوم صدام را به زانو در آورد ؛

بر اساس خاطراتی از آزاده و جانباز؛ ژنرال بسیجی: مجید زارع 

با هر سوالی که بازجوهای بی رحم عراقی از اسرا  می پرسند، در پاسخ می گویند: «حرس الخمینی» و با حرص و ولع، با مشت و لگد، با قنداق تفنگ و پوتین، تو سر بچه ها می کوبند.

فاتح شلمچه دستم را گرفت، من را بلند کرد، با معصومیتی تمام، دستی به سرم کشید: خیلی خاص گفت: چرا شما بسیجی ها از دست ما فرماندهان ارتش عراق آب نمی خورید؟
ادامه نوشته

روایت جانسوز شام غریبان کربلای4 و وداع عاشورایی حاج حسین بصیر

روایت کربلای4 از زبان بیسیم چی حاج بصیر ؛ جانباز شیمیایی علی امانی

فانوس ها یکی یکی خاموش و کانال تاریک شد، حاج بصیر گفت: بچه ها امشب، عاشورای امام حسینه، عملیات سخت و نفس گیره، موقعیت شلمچه خاصه، شاید یک نفر هم برنگردیم. الان دیگه اینجا تاریکه و همدیگه را نمی بینیم. من می رم و ده دقیقه دیگه بر می گردم، هرکس خواست برود...

عملیات کربلای 4 هیچ گاه مظلومیت و شجاعت بسیجیان لشکر 25 کربلای مازندران را فراموش نمی کند. عملیاتی که رادارهای آمریکائی به جبران قضیه مک فارلین، تمام جزئیات عملیات را به عراقی ها داده بودند. لشکر 25 کربلای مازندران در این عملیات ، نزدیک به 20 گردان عملیاتی داشت که از بین آنها گردان عاشورا به عنوان خط شکن انتخاب شد. رمز عملیات یا محمد(ص) بود که ساعت 22:45 روز سوم دیماه سال 65 اعلام شد و لشکر 25 کربلای مازندران از سه معبر عملیاتی وارد عمل شد. مظلومیت شهدای عملیات کربلای چهار تداعی کننده غربت و مظلومیت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش در روز عاشورا است...

ادامه نوشته