محاصره نعل اسبی و رشادت 18 ساله‌‌های خمینی کبیر در فاو

تربیت‌یافتگان مکتب سرخ حسینی

تربیت‌یافتگان مکتب سرخ حسینی

یک مرتبه خود را در محاصره نعل اسبی دشمن دیدیم، در این بیابان سنگری برای پناه گرفتن نداشتیم، دوستان عزیز ما یکی پس از دیگری بر اثر تیر مستقیم دشمن یا مجروح شدند یا به شهادت رسیدند...

ادامه نوشته

سجده خونین، نصیب سجادترین شهید اروندکنار شد

یادی از سجاده‌نشینان روزگار حماسه و خون

یادی از سجاده‌نشینان روزگار حماسه و خون

در میان آنها جوان خوش‌سیمایی بود که تعقیبات نمازش را چنان از عمق جان می‌خواند و محو نیایش بود که گویا پرنده‌ها تکان نمی‌خوردند، این جوان بعضی وقت‌ها تا نیم ساعت در سجده می‌ماند...

ادامه نوشته

نبرد جانانه 7 بسیجی در مقابل 3 تیپ رزمی عراق

روایت خواندنی از عملیات والفجر8

روایت خواندنی از عملیات والفجر8

سه تیپ از نیروهای تازه نفس عراقی آمده بودند تا فاو را پس بگیرند. آنها‌ آن قدر به توان خود اعتماد داشتند که ما را نادیده گرفته، می‌خواستند تا یکسره وارد شهر شوند. به گمان دشمن، ما چاره‌ای جز تسلیم نداشتیم...

ادامه نوشته

تصاویر منتشرنشده از رزمندگان گردان مالک لشکر 25 کربلا

یاد باد گردان مالک یاد باد

خبرگزاری فارس: یادی از رزمندگان گردان مالک لشکر 25 کربلا

قاب های یادگاری رزمندگان غیور گردان مالک اشتر(س) لشکر ویژه 25 کربلا، یاد روزگاران زیبای عاشقی و فداکاری را زنده می کند...

ادامه نوشته

توجه فرماندهان به بیت المال در جبهه

خاطره ای از سردار غلامرضا بابایی « فرمانده گردان مالک اشتر لشکر ویژه 25 کربلا »

برادری که روی کلاه آهنی نشسته ای، می دانی آن بیت المال است؟ می دانی سر چند رزمنده و شهید در آن قرار گرفته...

ادامه نوشته

هفتاد و دومین کفن به فرمانده گردان مالک رسید+تصاویر

یادی از سردار شهید حشمت اله طاهری فرمانده گردان مالک اشتر(س) لشکر ویژه 25 کربلا

امام تک تک پارچه ها را بلند کرد و با رویی گشاده و لبی خندان به یارانش می داد. هفتاد و دو نفری که من هم جزء آنها بودم از امام این پارچه های سفید را دریافت کردند. من که نظاره گر این موضوع بودم سوال کردم...

ادامه نوشته

برگزاری یادواره شهدای عملیات والفجر 6

مسئول ستاد کنگره شهدای استان مازندران خبر داد:

مسئول ستاد کنگره شهدای مازندران گفت: برای نخستین بار در مازندران، یادواره شهدای مظلوم و غریب عملیات والفجر 6، سوم اسفندماه در حسینیه عاشقان ثارالله شهرستان قائمشهر در جوار قبور پنج شهید گمنام برگزار می‌شود...

ادامه نوشته

مکانیکی که فرمانده شد

یادی از سردار شهید خلیل زالپولی جانشین گردان مالک اشتر لشکر ویژه 25 کربلا+تصاویر

به مناسبت سالگشت عروج ملکوتی فرمانده شهیدی که جنازه اش دو سال در جزیره ام البابی باقی ماند...

ملت عزيز! اگر دنیا ما را در تنگنای اقتصادی قرار دهد، بدانید که ما فرزند رمضانیم و پیروان حضرت علی(ع) و هیچ ضعفی به خود راه نخواهیم داد و اگر دنیا ما را در محاصره نظامی قرار دهد ما فرزند محرم و پیروان امام حسین(ع) هستیم.

مشرق نیوز/باشگاه خبرنگاران/پایگاه پرمخاطب بلاغ/شلمچه نیوز/مرکا/ساجدنیوز/

عمارنامه/دریادلان شمال/نوشهر آنلاین/رویش نیوز/دریچه/هراز نیوز/آبنا/...

ادامه نوشته

آویش ، فرمانده شهیدی که شال سبز ودیعه شهادتش شد

مالک اشترِ گردان مالک

سردارشهید علی اکبر آویش فرمانده گردان زرهی قرارگاه خاتم الأنبیاء، جانشین گردان مالک لشکر ۲۵کربلا+ تصاویر منتشرنشده

شبی خواب دیدم، فردی نورانی، قنداقه ای را به من هديه می دهد و می گوید: اين فرزند شماست، بايد نام او را "علی اكبر" بگذاريد، اين فرزند پاک است و در آينده دارای مقامی والا می شود. با ديدن اين خواب تا تولد علی اكبر، شبی را بدون وضو سر بر بالين نگذاشتم.

قبل از عملیات کربلای4، علی اکبر دست و پاهایش را حنا بسته بود، می گفت: امروز آخرین روز زندگی و روز شهادت من است. ریش اش رو خط انداخته بود و حتی موی سرش رو هم حنا بسته بود. می گفت: امشب عروسی من است؛ من دارم متولد می شوم. همه جا خرما پخش می كرد، می گفت: نقل عروسی من است. سيدی شال سبزی بهش داد. شال را گرفت، بو می كشيد و می گفت: بوی تربت امام حسين (ع) می دهد. شال را به کمرش بست و می گفت: امشب كربلای من است، امشب من می روم و برنمی گردم.

مجروح شده بود، يک دسته گل گرفتيم رفتیم بیمارستان 17شهریور آمل. گفت: گل چرا آوردين برای من؟ اگه می خواستین خوشحال بشم به جای گل، عکس امام را برام می آوردین.

یه روز بهم گفت: خواهر جان! همیشه قبر گمنام و بی شمع و چراغ حضرت فاطمه زهرا (س) در نظرم می آید؛ دوست دارم روزی بشود که من هم جسدی نداشته باشم و گمنام بمانم. اگرهم دارم، يک مشت خاک بیشتر برای شما سوغات نیايد.

همسر شهید: علی اکبر اومد خواستگاری، پدربزرگم استخاره كرد و به پدرم گفت: دختر شما 6 سال بيشتر با او زندگی نمی كند و قسمت دخترت هم همينجاست. درست 6 سال و اندی بیشتر با هم زندگی مشترک نداشتیم.

اگر جانی دارم برای امام دارم. نفسم برای امام می آيد. امام بگويد خودت را بكش، می كشم.

خدا کنه شهید عزیزم علی اکبر آویش و خانواده محترمشون از این پست مطلب راضی باشند و بنده را دعا کنن، که خیلی به دعای اونا نیازمندم. در ضمن لازم به ذکر است:  نویسنده عزیز و بزرگوار حسین شیردل، خاطرات همسر شهید آویش را نوشته و بزودی کتاب ( زن باید مرد باشد ) چاپ و عرضه می شود. "پیروزپیمان"

ادامه نوشته

آرم سپاه مانع از شکار، میرشکار شد (ویژه عملیات بیت المقدس)

روایت منتشر نشده مرحله اول عملیات بیت المقدس از زبان عسکری ابراهیمی، معاون عملیات قرارگاه غدیر شمال کشور

"خواندن نماز در شرایط جنگ و گریز"

و خاطره ای جالب و خواندنی درباره:

"سردار علیجان میرشکار از فرماندهان دوران دفاع مقدس"

یک مقدار که عقب نشینی کردیم. سردار شهید حمیدرضا نوبخت را کنار یک پدافند چهارلول عراقی دیدم، به محضی که به او نزدیک شدم، از او پرسیدم: علیجان میرشکار به اینجا آمد؟ در جواب گفت: آره، ولی وقتی که به اینجا رسید شهید شد، خیلی افسوس خوردم، چون تا قبل از اینکه به شهادت برسد اصرار کردم برانکارد بیاوریم تا او را به عقب انتقال بدهیم ولی راضی نشد...

از راست: میرثابت/سردار علیجان میرشکار/ نصراله بابکی/سردار فتحعلی رحیمیان

ادامه نوشته