یک موزائیک و ۴ انگشت جای خواب داشتیم!/ماجرای سیراب کردن اسرا با ماسه



خاطرات هولناک یک زن رزمنده در جریان عملیات

چند دقیقه از آمدنمان به حفره میگذشت که صدای تیراندازی به گوش رسید، من و عالیه اشهدمان را خواندیم، از خدا خواستم هر بلایی میخواهد سرمان بیاید ولی اسیرمان نکنند.
ناگفته های سردار عمرانی از کربلای پنج

۱۹ روز جانانه در مثلثیِ کانال زوجی و کانال پرورش ماهی مقاومت کردیم و عدنان خیرالله فرمانده عراقی که بیسیم را شنود میکرد، گفت: «این عمران کیست که ۱۹روز است وضعیت ما را به هم ریخته؟» همزمان برادر محسن رضایی هم سلام اش را رساند و از بنده تقدیر کرد...
یادی از شهید سیدعبدالکریم هاشمی نژاد

در بخشی از نوشته شهید هاشمینژاد آمده است: فراز و نشیب زندگی گاهی موجبات سعادت انسان را آماده میکند و از آن جمله حوادثی که منجر به سر بردن اینجانب در خدمت جمعی از علما و وعاظ و دانشمندان در زندان موقت شهربانی طهران گردید...
یادی از قائم مقام شمالی لشکر 27 محمدرسول الله(ص)/«سردار شهید علی رضا نوری»

نگاهی به لباس خاکی خودش و عکس شهدا و سپس حکم وزیر را پاره پاره کرد و گفت: « آقای کوثری! به وزیر بگویید من علی رضا نوری ساروی آنقدر در این بیابانها میمانم تا شهید شوم.»...
به مناسبت شهادت حسن باقری و مجید بقائی/

امیدوار به رحمت خدا و مطمئن به پیروزی نهایی، راه آن عزیزان را تا پایان ادامه دهید...
لحظه لحظه تا وصال با شهید سیده طاهره هاشمی

شهید بهشتی چند دقیقه ای برای آن ها حرف زد. وقتی دید، طاهره، گوشه ای ایستاده، به او هم تعارف کرد، سر سفره بنشیند. سپس به او مژده شهادت داد...
14 بهار ولایتمدارانه ی شهید سیده طاهره هاشمی

در زمان اولین دیدار امام در جماران نوشته بود و اين كه بسیار هیجان زده بود و می ترسید از شدت اين اشتياق، بیهوش شود و نتواند امام را زیارت کند...
رُمانی زیبا به زبان شهید سیده طاهره هاشمی

طعم خوشایند و سرخوش کننده ای که تا قسمت تان نشود، هرگز در آن دنیای تان، تجربه اش نخواهید کرد. مردم! اگر بدانید، چقدر اینجا، جای خالی تان را احساس می کنم!...
توان قلم شهید سیده طاهره هاشمی

نگرانی من و تو ای خواهرم اینست که مبادا سازشی صورت گیرد و خونهای شهیدان به هدر رود و نتوانیم ندای امام را به گوش جهانیان برسانیم که ندای امام همان ندای اسلام است...
گذری بر فعالیت های سیاسی شهید سیده طاهره هاشمی

طاهره، دختری بود که نسبت به مسائل اعتقادی راسخ بود و هیچ تزلزلی نسبت به ارزش هایی که در محیط خانه آموخته بود، پیدا نمی کرد...
نگاهی به فعالیت های فرهنگی مذهبی شهید سیده طاهره هاشمی

روز ششم بهمن، روزی که به آسمان پر کشید؛ برای کمک به رزمندگان تلاش می کرد و تحرک بالایی داشت، با این حال، با یک عدد گیره، چادرش را به روسری اش محکم بست تا از سرش نیفتد...
مظلومیت جان برکفان لشکر ویژه 25 کربلا در عملیات کربلای5

آن مدتی را که داشتم با شهدا صحبت می کردم، فکر می کردم زنده اند، چون نشسته بودند و داشتند به من نگاه می کردند، وقتی پای کسی را لگد می کردیم، اگر «آخ» می گفت یعنی مجروح است و اگر صداش در نمی آمد، شهید شده بود...
گزارشی از 35 سال تلاش مستمر سپاه پاسداران برای حراست از انقلاب اسلامی

سپاه پاسداران از ابتدای پیروزی انقلاب با تکیه بر نیروهای متعهد و با اخلاص مردمی و با فرمان امام(ره) شکل گرفت و از همان دوران وظیفه خطیر دفاع از انقلاب و ارزش های آن را عهده دار شد تا انقلاب و نظام اسلامی به انحراف نرود...
خاطره ای از سردار سیدمحمد کسائیان

زمزمه های عارفانه ابراهیم، انسان را به اوج می برد و خستگی را از تن آدم بیرون می کرد. تواضع و فروتنی ابراهیم در برابر فرمانده اش «حاج همت»، برایم جالب و مثال زدنی بود. نفوذ معنوی و روحی شهید همت بر همه رزمندگان اسلام جلوه ای خاص داشت...
سردار حمیدرضا رستمیان/

دشمن با توجه به اینکه ما بلافاصله و در فاصله چند روز پس از عملیات کربلای ۴ با جابجایی نیرو در مسافتی حدود ۲۰ کیلومتر به سمت منطقه عملیاتی صعب العبور کربلای ۵ رفته بودیم در عین سرمستی از پیروزی در کربلای ۴ غافلگیر شد...
یادی از سردار معلم، شهید حسین علی مهرزادی

يک ماه بود، حمام نمی رفت و پوتين را از پايش در نمی آورد. با وجود اين خيلی برايم جالب بود که پاهايش اصلاً بو نمی داد. تن او نه تنها بوی بد نمی داد بلکه بوی خاک کربلا را داشت...
سفری دل انگیز به دیار علویان

مادر شهید شیرودی به امام گفت: «اگر هزار بار دیگر هم خدا، علیاکبر را به من برگرداند، باز هم در همین راه تربیتش می کنم»؛ حالا هم همین حرف را به «آقا» میگویم...
یادی از سردار شهید غلام علی مرادیان

چشمم را بستم. هنوز ثانیه ای نشده بود که گفت: چشمانت را باز کن. وقتی چشمانم را باز کردم. دیدم شهید مرادیان کنار یک چشمه ی آب ایستاده و اسب سفیدی هم کنار چشمه ایستاده. گفتم: مرادیان! معنی این اسب چیه؟ گفت: اینجا قتلگاه من است...
مجاهدت ادامه دارد...

مردم و مسوولین محترم! فراموش نکنید برگزاری مراسم اجلاسیه، سرآغاز عملیات استخراج گنج بی پایان جنگ است. با شهدا عهد ببندیم و تا پای جان برای احیای این فرهنگ غنی، بایستیم...
لحظات زیبای رزمندگان لشکر 25 کربلا

رفته رفته به جمعیت افزوده می شد و نوای آهنگران طنین انداز محفل بود. چیزی دیگر به شروع مراسم نمانده بود و زیباترین لحظاتی که شاهد آن بودم، خوش و بش ها و بروز دلتنگی های رزمندگانی بود که پس از سال ها همدیگر را می دیدند...
قاب ایستادگی

در چهرهی این مردها اراده را میشود دید. این که در میان این درختهای بلند و جوان ایستادهاند و عکس گرفتهاند...
حماسه سازان هزار سنگر

تعبیر واقعی هزار سنگر، به معنای سنگر دلهاست که به عدد هر انسان مومن و باانگیزهای، سنگری در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد...
شیرزنان فاطمی

آن روزها زنان انقلابی و آرمان گرای کشور، حاضر شدند، پای در میدان رزم بگذارند و دوشادوش مردان در عرصه های پشتیبانی و امداد، حاضر شوند و در مواقع لزوم نیز سلاح به دست گیرند...
به یاد فاتحین فاو

حال و هوای نیروهای غواص چیز دیگری است. انگار این آخرین دعای توسلی است که میخوانند و چند شبی بیشتر به لحظه موعود نمانده است. آن ها میدانند که احتمال بازگشت شان نسبت به نیروهای دیگر بسیار ضعیف تر است...
به یاد شهدای نیروی انتطامی

مرزبانی و پاسبانی از هزاران کیلومتر مرز از کوه های سر به فلک کشیده غرب تا دشت های سوزان مناطق شرقی و پاسداری از آرامش و امنیت هزاران شهر، بخش و روستا، حکایت از رسالت خطیر این نهادِ حافظ امنیت دارد...
ارتشیان قهرمان

اگرچه نام ارتش در مازندران با نام امیران قافله عشق، منفرد نیاکی، خلعتبری، کشوری و شیرودی، ذبیحی و دهها نام دیگر، گره خورده است اما ردپای یگان ارتش در مازندران را باید در قالب لشکر 30 گرگان جستجو کرد...
به یاد جهادی مردان شمالی

جهاد مازندران در دوران دفاع مقدس با استقرار و تجهیز 12 مرکز ستاد پشتیبانی و 16 مقر تاکتیکی در مناطق مختلف عملیاتی غرب و جنوب و جزیره لارک کارنامه درخشانی دارد...
جنایات رژیم بعث

خسارات وارده به نیروگاه، بسیار عمده بود، واحد دو و بخشی از سیستمهای مشترک در حدود 45 دقیقه در آتش سوختند و باید گفت که خسارت ناشی از آتش سوزی کمتر از خسارت مستقیم بمباران نبود...