احیای هفت تپه، شیرین ترین شربت صلواتی آقا
به بهانه ی یادواره ملی 22هزار شهید شمال کشور در محضر امام خامنه ای

سرور ما! شیرینی و شربت صلواتی مهمانان ات، دستور احداث یادمان هفت تپه باشد تا باز هم آن خاطره دل انگیز دیدارت با رزمندگان لشکر ویژه 25 کربلا در اذهان خاکیان تداعی شود...
به بهانه یادواره ملی 22هزار شهید شمال کشور در روز 25 اردیبهشت ماه در محضر امام خامنه ای، یکی از دغدغه هایی که رزمندگان، خانواده های شهدا و ایثارگران، امت حزب الله، نسل سوم و چهارم انقلاب به مقام معظم رهبری(مدظله) ابراز خواهند داشت، بحث احیا و احداث یادمان «هفت تپه» است. پادگان هفت تپه به مدت 4سال در طول دوران دفاع مقدس مقر لشکر ویژه 25 کربلا بوده است و به نوعی همه ی عاشقان فرهنگ ایثار و شهادتِ اهالی شمال کشور، خواستار احیای این مکان متبرکه هستند. متن ذیل دل گویه ای در همین خصوص است که تقدیم مخاطبین محترم می شود. گفتنی است امام خامنه ای در 9 مرداد ماه 1367 برای سرکشی از رزمندگان لشکر ویژه 25 کربلا، در هفت تپه حضور یافته است.
*****
وقتی خبر دیدار با کفن پوشان ولایت مدار شمالی را شنیدم، برگ های طلایی دفتر ذهنم، تاریخ را به سال های دور ورق زد و تصویر رعنای یار را دوباره در ذهنم تداعی کرد. 25 سال قبل در لشکر 25 کربلا!
دیدار با یاری که آن زمان امید امام بود و عاشق رزمندگان؛ رئیس جمهوری از جنس خدا و برحق ترین نائب امام روح الله...
وقتی صحبت از دیدار معشوق می شود، دل های ملکوتی رزمندگان، ابراز آشنایی می کند و این آشناییِ شیرین، همانند نوری مشعشع از امام در دل بیابان های هفت تپه متمرکز می شود.
یادمان نمی رود وقتی امام خامنه ای وضعیت معیشت بچه های لشکر 25 کربلا را در پادگان هفت تپه مشاهده کردند، به همراهان شان گفتند: «مگر این ها چپرنشین هستند که هنوز این گونه می زیند؟!»
رزمندگان از دل و جان به مولای شان بعد از 25 سال فراق خواهند گفت:
- «آقاجان! همان بادیه نشین های هفت تپه، همان چادر نشین ها، همان چپرنشین های وادی عشق و ایثار، دل تنگ تان شده اند. آنها در سخت ترین شرایط با آن وضع معیشتی در دل چادرهای خاکی، عاشقانه زیستند و از جوار همان چادرهای الهی، چندین شهید و فرمانده غیورشان «حاجی شیرسوار» را تقدیم اسلام کردند.»
اهمیت لشکر بیست و پنجی ها برای دشمن، به قدری بود که تنها لشکری که در طول دوران دفاع مقدس، مقرش چندین بار از سوی دشمن مورد آماج حملات هوایی قرار گرفت، لشکر ویژه 25 کربلا بود و سرزمین هفت تپه این افتخار بزرگ را برای خود رقم زد.
هفت تپه، تنها، مقر یا عقبه لشکر ویژه 25 کربلا نبود، آنجا وادی جنات نعیم الهی بود. وادی صفا، معرفت، صمیمیت، انسانیت، بندگی و... .
آنجا بود که دل پاک خامنه ای عزیز، غالب بر قلوب رزمندگان خط شکن لشکر ویژه 25 کربلا شد و این عشق و ارادت تا قربانی شدن در راهش پابرجا می ماند.
هفت تپه، کلید وصال فاتحین فاو و نقطه ی رهایی در قلب سیدعلی بود.
امروز هم، همان هفت تپه ای ها، همان دلسوختگان تربت غم گرفته ی هفت تپه، هوای یار به سر دارند و دل شان زیارت دلدار را می طلبد.
همه جا و همه سو، هر گاه نوری را یافتند، پیِ گمشده شان می گردند.
نمی دانم در دل رزمندگان در آن روز با شکوه چه خواهد گذشت. ولی صدای تپش قلب های سینه سوختگان سال های حماسه از همین حالا تا روز 25 اردیبهشت به گوش می رسد.
قطعاً همه ی کسانی که وجود مبارک امام خامنه ای را در 9 مرداد ماه سال 1367 در پادگان هفت تپه درک کرده اند، در روز 25 اردیبهشت ماه 1392، اولین قابی که در ذهن شان خطور می کند، بدون شک قاب تصویر حضور حضرت آقا در هفت تپه است.
شور و حال دل شان لایوصف است و هیچ جنبنده ای از حال شان آگاه نخواهد بود.
شاید آن گفته هایی را که به زبان می آورند این گونه باشد:
- «آقاجان ما! مولای ما! بادیه نشینان هفت تپه به دیدارت آمده اند؛ فرزندان روح الله آمده اند تا قربانی ات شوند. اگر هفت بار بمیرند و زنده شود و تا طبقه هفتم بهشت "وادی السلام" بالا روند، این هفت آسمانی ها، این هفت رنگ های زیبای رنگین کمان و این اهالی هفت شهر عشق، دست از هفت تپه نشینی بر نخواهند داشت.»
بی شک رزمندگان همیشه پیروز لشکر خط شکن 25 کربلا، آن خاطرات زیبا را در ذهن امام خامنه ای تداعی می بخشند و باز هم با سوز دل و اشک حسرت به رهبر جانبازشان می گویند:
- «آقای ما! یادت هست آن روز قشنگ را؟! همان روزی که تربت هفت تپه را متبرک به قدوم پاکت کرده بودی؛ یادت هست حاج جوشن را؟! آن پیرمرد زنده دل کفن پوش را می گوئیم. آن روز، حاج جوشن با ورود شما مَشک به دوش گرفته و رجز خوانی می کرد؛ نمی دانم که آیا شربت صلواتی حاج جوشن را نوشیده اید یا نه؟! نمی دانم آن روز حاج جوشن «سقای لشکر 25 کربلا» برای تان سقایی کرده یا نه؟! ولی امروز شما برای فرزندانت سقایی کن و جرعه ای از می ناب الهی را به جان فدائیان ات بنوشان...»
دل رزمنده های لشکر کربلا بی تاب می شود و علمدارشان را به عدد مقدس «هفت» که نماد جولانگاه عشق بازی شان بود، یعنی «هفت تپه» اینگونه قسم می دهند:
- «ای ساقی جهان اسلام! تو را به هفت طبقه آسمان؛ تو را به هفت آیه ی سوره حمد؛ تو را به هفت قل هوالله نماز شب قدر، تو را به هفت مرتبه ی سعی بین صفا و مروه؛ تو را به هفت دور طواف کعبه؛ تو را به قرآن هفت سبعی و هفت موضوعی ات؛ تو را به هفت خوشه سبز گندم خواب یوسف، زیباترین جرعه برای فرزندانت، احیای پادگان غریب و مظلوم هفت تپه است.
سرور ما! شیرینی و شربت صلواتی مهمانان ات، دستور احداث یادمان هفت تپه باشد تا باز هم آن خاطره دل انگیز دیدارت با رزمندگان لشکر ویژه 25 کربلا در اذهان خاکیان تداعی شود.
به امید آن روز زیبا با مدد از سه سرو قامت و سه سردار شهید عشق: (طوسی، املاکی و عسگری)...»
یادداشت از سجاد پیروزپیمان
انتهای مطلب/.
در طول دوران دفاع مقدس تنها یک لشکر، لشکر ویژه شد و آن لشکر، لشکری نبود بهجزء «لشکر ویژه ۲۵ کربلا»