با عروس شهادت، پر کشیدم
وصیت نامه سردار شهید یونس پوراسماعیل

خانواده عزیزم! شما خیلی دوست داشتید که من ازدواج کنم، آری من به آرزوی خود رسیده و با معشوق خود یعنی شهادت ازدواج نمودم و چون کلام خداوند سبحان بر من انسان ناچیز چنین بود، اجابت کردم و به سوی معشوق خودم، پر کشیدم...
سردار شهید یونس پوراسماعیل فرزند «محمدعلی و صفیه ابراهیمی» در 5 خردادماه 1345 در شهرستان چالوس، زمین را منور نمود. آخرین مسئولیتش، «مسئول اطلاعات محور عملیاتی لشکر ویژه 25 کربلا» بوده و در 21 بهمن ماه 1364 در عملیات والفجر8 به شهادت رسید.
***
«ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء واکن لا تشعرون. (و آن کس را که در راه خدا کشته شده، مرد مپندارید بلکه او زنده ابدی ست و لیکن همه شما این حقیقت را در نخواهید یافت./بقره، آیه100)»
با درود و سلام به پیشگاه مولا امام زمان(عج) و نائب بر حقش امام امت، این حسین زمان(ع) و خورشید تابنده و با درود و سلام فراوان به ارواح شهدای اسلام، از صدر اسلام تا شهدای کربلای حسینی تا کربلای خمینی و با درود و سلام به تمامی خانواده های معظم شهدا.
و اما خانواده عزیزم! امیدوارم که بعد از شهادت من، هیچ ناراحتی به خود راه نداده و چون زینب(س) همچون کوه، استوار و چون دریا، خروشان باشید و افتخار کنید که اینچنین فرزندی را داشته و برای یاری نمودن به اسلام و مسلمین، روانه ی کربلای حسینی کردید.
خانواده عزیزم! بعد از شهادتم، زیاد گریه نکنید و سرتان را بلند کنید و به این منافقین کوردل بگویید که خداوند به مسلمانان جهان وعده پیروزی داده است و من به شما خانواده عزیز وعده بهشت موعود را می دهم، چون امانتی را که از خداوند به شما رسیده بود، در راه او هدیه کردید، پس دیگر گریه کردن معنا ندارد، اگر می خواهید گریه کنید، به حال مظلومیت امام حسین(ع) در صحرای کربلا بگریید.
خانواده عزیزم! شما خیلی دوست داشتید که من ازدواج کنم، آری من به آرزوی خود رسیده و با معشوق خود یعنی شهادت ازدواج نمودم و چون کلام خداوند سبحان بر من انسان ناچیز چنین بود، اجابت کردم و به سوی معشوق خودم، پر کشیدم رفتم به آنجایی که می بایست می رفتم و رفتم پیش دیگر شهدای راه حق، اگر خداوند قبول فرماید.
و اما ای مسلمانان جهان! خداوند می فرماید: «ای مسلمانان! از قالب های مادی دنیا بیرون آمده و به قوانین عالیه اسلام عمل کنید.» و ببینید که شهدای ما تا به حال برای چه چیزی جان خود را فدا کردند، گرچه که هر خانواده ای دوست دارد که اهل خانواده اش نزدیک او باشند و از آنها دور نشوند ولی امروز باید آرزوی ما جهت دیگری پیدا کرده و آن هم تقویت اسلام عزیز است، مگر ما نبودیم که می گفتیم: «ای حسین عزیز! ای کاش صحرای کربلا بودیم و به یاری شما می آمدیم.» حال که صحنه عمل پیش آمد، نکند که خدای ناکرده خانواده و آمال دنیوی شما، سد راه شوند، چنانچه خداوند می فرماید: «انما اموالکم و اولادکم فتنه و الله عنده اجر عظیم. (به حقیقت اموال و فرزندان شما، اسباب فتنه و امتحان شما هستند، به آنها دل نبندید و بدانید که نزد خدا، اجر عظیم خواهد بود./تغابن، آیه10)»
و همچنین امام امت ما، رفتن به جبهه را یک امر واجب کفایی می داند و من هم به شما توصیه می کنم که قدر این امام عزیز را بدانید و همیشه به او وفادار باشید زیرا او به حقیقت تبلور عینی مکتب اسلام است و یک نعمت الهی است که خداوند برای ما فرستاده، اگر قدرش را ندانیم، چه بسا غضب خدا بر ما نازل شود.
و قدر این نماز جمعه را بدانید و نگذارید که منافقین بین روحانیت در خط امام ما تفرقه انداخته و نمازهای جمعه را خلوت کنند و باید به کسانی که در نماز دشمن شکن جمعه شرکت نمی کنند، سخن مولا علی(ع) را گوش زد کنم که می فرماید: «اگر کسانی بدون دلیل سه هفته ی پی در پی نماز جمعه را ترک کنند، منافقین هستند...»
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی
حتی کنار مهدی، خمینی را نگهدار
یونس پوراسماعیل
انتهای پیام/.
در طول دوران دفاع مقدس تنها یک لشکر، لشکر ویژه شد و آن لشکر، لشکری نبود بهجزء «لشکر ویژه ۲۵ کربلا»