مهمترین سخنان رهبر انقلاب درباره لشکر ۲۵ کربلا و مازندران

رهبر فرزانه انقلاب در سخنرانیهای مختلف در سالهای ۶۹، ۷۴، ۷۹، ۸۸ و ۹۲ از دلاورمردیها و جانفشانیهای رزمندگان لشکر ویژه ۲۵ کربلا و مردم مازندران سخنانی را مطرح کردند که چکیدهای از این بیانات برای حفظ بیشتر مستندات شفاهی تاریخ در ادامه آمده است.
* لشکر خط شکن ۲۵ کربلا
لشکر ۲۵ کربلا یک لشکر قوی، قدرتمند، خط شکن و خط نگهدار بود.
* چهره لشکر بیست و پنجیها
من با دیدن چهرههای این برادران لشکر ۲۵ کربلا، اعتقادم راسختر شد.
* مردم مازندران خیلی به گردن ما حق دارند
مازندرانیها واقعاً شجاعانه و به تعبیر کامل باید گفت، مؤمنانه از دینشان دفاع کردند و مصداق این آیه شریفه شدند که «من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه» یعنی واقعاً صادقانه برخورد کردند و عملشان، قولشان را تصدیق کرد لذا خیلی حق به گردن ما دارند.
* صف مقدم جنگ
وقتی نوبت دفاع از انقلاب و دفاع از مرزهای این کشور شد، یکى از استانهایى که صفوف مقدم را در میادین جنگ تشکیل داد و لشکر خطشکن ۲۵ کربلا را بهوجود آورد، استان مازندران بود. وقتى نوبتِ مقابله با توطئههاى دشمنان، منافقین، فاسقین، منحرفین و ملحدین شد، استانى که در مقابل دشمنان از هر نوع، سینه سپر کرد، استان مازندران بود.
* سلام ما را به مردم مازندران برسانید
سلام ما را به مردم عزیز مازندران که هر زمان ما به آنجا سفر کردیم، شور و شعور و صفای آنها را ستودهایم، برسانید. (خطاب به اعضای کنگره شهدای مازندران)
* لشکر ۲۵ کربلا میعادگاه عناصر عزیز
از خداوند متعال مسئلت میکنم که جوانان عزیزی را که با همت و اراده مخلصانه خود از حریم اسلام و انقلاب و کشور دفاع کردند، در حریم لطف و رحمت خاص خود داخل فرماید و توفیق پیروزی در جهاد اکبر را هم به آنان عنایت کند، لشکر ۲۵ کربلا یکی از میعادگاهها و از پرورشگاههای اینگونه عناصر عزیز و باارزش است.
* تاریخ مازندران
اگر به تاریخ مازندران بنگریم، میبینیم که این استان در صدر اسلام در ایران تا وقتی که در برابر حملات لشکریان فرستادهشده از سوی دربارهای اموی و عباسی قرار گرفت، مقاومت کرده است.
* ناتوانی سلاطین ظلم در برابر مردم این استان
سلاطین ظلم، کسانی که در آن روزها بر دنیای اسلام حکمرانی داشتند، نتوانستند با زور شمشیر دروازه مازندران را به روی خودشان باز کنند اما آن زمانی که فرزندان پیغمبر(ص)، خانواده ائمه اهل بیت و اولاد زید بن علی بن حسین(ع) به مازندران آمدند، مردم این دیار آنها را در آغوش گرفتند.
* تاریخ پرافتخار مازندران
مردم مازندران دور «داعی کبیر» را که از اولاد پیغمبر(ص) و ذریه حضرت علی بن الحسین(ع) بود، گرفتند و اسلام را با شکل علویاش، به شیوه اهل بیت آموختند و باز در مقابل آن دریاهای ظلم و جور هم ایستادند و مقاومت کردند، این گذشته تاریخی و پرافتخار مازندران است.
* لشکر ۲۵ کربلا یکی از بهترین لشکرها
بنده رفتم مراکز لشکرها را از نزدیک دیدم، یکی از بهترینهاشان در سال ۱۳۶۷ همین لشکر ۲۵ کربلا بود.
* استان مازندران از قدیم اهل اقامه مجالس دینی است
این استان اهل توسل و تضرع و توجه به خدا و اقامه مجالس و محافل دینی است، از قدیم این طور بوده است، بعد از انقلاب هم بهتر و باکیفیتتر شده است.
* هر چه در حق این مردم بگوییم، زیاد نیست!
درباره رزمندگان مازندران و لشکر مازندران، هر چه بگوییم، زیاد نیست، چند نقطه کشور بودند که ما در همه جای فداکاریهای جنگ، جای پای اینها را میدیدیم، یکی از آنها حقیقتاً همین مردم مازندران بودند.
* ایمان خالص مردم مازندران نسبت به ارزشهای انقلاب
من این مطالب را بارها گفتهام، باز هم لازم است بگویم تا خود شما مردم، قدر ایمان خالص و صمیمی، این معنویت و صمیمیتی را که در این خطه (مازندران) نسبت به ارزشهای انقلاب هست، بدانید.
* مازندران ذخیره پروردگار برای انقلاب
مازندران را یکی از ذخایر پروردگار برای انقلاب و برای گسترش تفکر اسلامی، عالمگیر شدن این خورشید فروزان که به برکت انقلاب بهوجود آمد و درخشان شد، میدانم.
* مردم مازندران را از صمیم قلب دوست دارم
شما مردم مازندران را، جوانان، رزمندگان، ایثارگران، جانبازان و آزادگان، شما و خانوادههایی را که در راه خدا و برای این انقلاب تلاش کردند را از صمیم قلب دوست میدارم و با همه وجود به شما ارادت میورزم.
* سوابق درخشان لشکر ۲۵ کربلا
در دوران جنگ، لشکر ۲۵ کربلا هم سوابق درخشانی را در جبهه جنگ، در خطشکنی، در تصرف میدانهای بسیار مهم و خطرناک و در قبول مسئولیتهای سنگین از خود به یادگار گذاشت.
* مردم مازندران جزو مدافعانِ سرسخت جبهه حق بودند
مردم مازندران عموماً در قضایاى گوناگون مربوط به اسلام و انقلاب، آزمایشى از خود نشان دادند که به نظر من در یک محاسبه منصفانه کمنظیر بود، علت هم این است که آن سرمایهگذارى حجیم دشمنان اخلاق و اسلام قبل از پیروزى انقلاب و در دوران طاغوت، بر روى این منطقه از همه جا بیشتر بود، آنهایى که هواى مطلوب، منظره زیبا و کمنظیر این استان و دریا و جنگل آنها را به این سمت و به تصاحب در این منطقه وادار می کرد، نمیخواستند مردم این استان به خصوص، این مناطق بسیار حساس، پایبند دین و اخلاق باشند، چون میدانستند که دین و اخلاق، بزرگترین مانع و معارض دستاندازى و ستمگرى و طغیانگرى است.
آن مقدارى که دستگاههاى جبار دوران طاغوت براى دینزدایى در این منطقه و منطقه گیلان بهکار بردند، در کمتر نقطهاى از نقاط دیگر ایران این سرمایهگذارى را کردند اما با همه اینها، استان مازندران را در دوران انقلاب یک پیشرو و پیشگام مىبیند.
این چه ایمانى است، این چه قدرت اخلاص و تدین است که از دلهاى مردم سر میکشد و با وجود آن همه خرابکارى، اینجور خود را سرباز دین نشان میدهند؛ در انقلاب اینجور بود، در جنگ تحمیلى اینجور بود، در قضایاى بعد از جنگ تا امروز هم هر جا پاى اسلام و دین و انقلاب و جمهورى اسلامى و نظام اسلامى مطرح بود، مردم مازندران جزو مدافعانِ سرسخت جبهه حق بودند.
* مردم مازندران و گیلان بچههاى پیغمبر را در آغوش گرفتند
شما مردم مازندران این را بدانید و میدانید که در قرنهاى اول اسلام، قدرتهاى بنى امیه و بنى عباس به هیچ عنوان نتوانستند با لشکرکشى بر این منطقه شمالى کشور، منطقه تبرستان، فائق بیایند، همه سپاههاى بنى امیه و بنى عباس که به این سمت مىآمدند، همانهایى که بقیه استانهاى این کشور و کشور روم را فتح کرده بودند، مازندران را نتوانستند فتح کنند.
این سلسله جبال البرز مثل یک حصن حصینى به این مردم امکان میداد در مقابل نیروهاى مسلمان در دوران بنى امیه و بنى عباس مقاومت کنند و آنها نتوانستند بر مازندران فائق بیایند، مازندران به دست فرزندان مظلوم آل محمد(ص) فتح شد، فرزندان ستمدیده و آوارهشده امام سجاد و امام باقر و امام صادق (علیهمالسلام) که از دست آن خلیفههاى فتاک و خونریز گریخته بودند، توانستند با سختى خودشان را به این منطقه برسانند.
وقتى آمدند، مردم مازندران و گیلان آغوشها را باز کردند و بچههاى پیغمبر(ص) را در آغوش گرفتند و بهدست آنها مسلمان شدند لذا این منطقه شمال کشور از آن لحظهاى که مسلمان شد، پیرو مکتب امیرالمؤمنین(ع) و مکتب تشیع شد.
این سابقه تاریخىِ این منطقه است، اینها براى ارزشهاى اسلامى، براى جهاد فىسبیلاللَّه، براى پرچمداران علیه ظلمها و ستمها، همیشه همچون پشتیبان مستحکمى بودند، امروز هم همین است، به این ارزشها، به این ایمان، به این اخلاق عمیقِ بازمانده از قرنهاى طولانى باید احترام گذاشت.
* مجاهدتهای مردم مازندران از یاد انقلاب نمیرود
در امتحان عظیم هشتساله جنگ تحمیلى هم، چه شهر آمل، چه استان پهناور مازندران، یکى از بخشهاى پرافتخار کشور بودند، من همان وقت هم، چه با لشکرهاى مستقر در مازندران، چه با بسیجىهاى آنها و جوانان فداکار آنها آشنایى داشتم، آنها را از دور و نزدیک میشناختم، مجاهدتهاشان را میدانستم، اینها که از یاد انقلاب نخواهد رفت.
* مازندران از مراکز اصلی کمک به انقلاب
مازندران یکى از مراکز اصلى امداد و کمک به انقلاب، حدوثاً و بقائاً، بوده و باز هم انشاالله خواهد بود، مکرر این مطلب را عرض کردهام که براى ارزیابى مردم هر منطقه، ازجمله باید به سرمایهگذارىاى که دشمن روى آن مردم کرده، توجه کنیم و ببینیم با وجود آن سرمایهگذاریها، این مردم در چه وضعى هستند، پیداست که بعضى از استانها و شهرها در زمان سلطه طواغیت، بیشتر مورد توجه و مرکز سرمایهگذارى فکرى و عملى آنها بوده است و مازندران و بهخصوص بعضى از شهرهاى آن، از آن جمله است.
در عین حال، از اوانى که گلبانگ انقلاب اسلامى بر سراسر این کشور طنین مىاندازد، یکى از جاهایى که زود و خوب و قاطع و همگانى اجابت مىکند، اینجاست.
بعد ما مشاهده مىکنیم که هم دستگاه ارتجاعى طاغوت و رژیم منحوس فاسد مفسد پهلوى و هم جریانها و سازمانهاى چپ، به امید بهرهگیرى از این استان، تلاشهایى را از شرق تا غرب استان شروع مىکنند که همه شما شاهد و حاضر و ناظر بودید، یا از نزدیک شنیدید، مشت محکم مردم مؤمن در این استان، به صورت آن کسانى نواخته مىشود که خیال مىکنند مىتوانند ایمان این مردم را دستکم بگیرند. این، چیز مهمى است.
این نکته را از آن جهت عرض کردم که اولاً علاقه و ارادت خودم را به مردم مازندران، بهوسیله شما آقایان محترم (روحانیون، أئمه جمعه و جماعات مازندران) به آنها ابلاغ کنم، ثانیاً براى حضرات آقایان محترم در این استان، جهت توجه و التفات به این مردم و قدردانى از آنها و حفظ آرزوهاى معنوى و روحانى آنها و تقویت این آرزوها و مقابله با هر حرکتى که در جهت خلاف درخواست معنوى و روحى این مردم مؤمن و خالص و سالم و عزیز محسوب بشود، مزید تذکرى باشد.
* همه مازندرانیها رزمندهاند
شاید در سراسر این استان، شهرى و روستایى و جماعتى، حتى خانوادهاى که به نحوى در جنگ، در انقلاب، در شهادت، در جانبازى و در ایثارگرى شرکت نداشته باشد، وجود ندارد، هر جاى این استان که شما نگاه کنید، از شرق تا غرب استان، از شهرها تا روستاها و کوهپایهها، همه جا و همه جا، زن و مرد این استان، در این انقلاب، در تشکیل نظام اسلامى، در هدایت جنگ و در سازندگى کشور داراى نقش بودهاند.
* امروزِ استان مازندران این است
امروزِ استان مازندران این است، یک جمعیت مؤمن، پرشور، علاقهمند و جوانانى که هیچ خطرى نمىتواند آنها را از دفاعِ از ارزشهاى این انقلاب باز بدارد، پدران و مادرانى که جوانان خود را ایثارگرانه در این راه فرستادهاند و مىفرستند، خانوادهها و قشرهاى مختلف، همه و همه در خطوط مقدم این انقلاب قرار داشتند و قرار دارند، امروزِ استان مازندران این است.
* مردم مازندران واقعاً فداکاری کردند
مازندران انصافاً در جنگ امتحان بسیار خوبی داد، بیش از ۱۰ هزار شهید مازندران دارد، معنای این تعداد شهید چیست؟ چقدر اینها رفتند جبهه؟ چقدر مکرر رفتند و برگشتند؟ چقدر در آنجا ماندند که در طول ۸ سال بیش از ۱۰ هزار شهید تقدیم کردند؟ حالا شهدای نامداری هستند، معروفند اما بینامونشانهایشان، آن افرادی که دارای همین استعدادهایی که اشاره کردیم بودند، همراه این جمعیت رفتند و در جنگ بودند.
بنده همان وقت هم لشکر ۲۵ کربلا را دیده بودم - البته فقط لشکر ۲۵ کربلا نبود، از جمله یکی هم همان لشکر ۳۰ گرگان بود و یگانهای دیگری که مازندرانیها داشتند - محور لشکر ۲۵ کربلا بود، ما از نزدیک این لشکر را و کار آن را دیده بودیم، شنیده بودیم، خب، اینها کار بزرگی را در جنگ انجام دادند، مردم مازندران واقعاً فداکاری کردند، ازخودگذشتگی کردند، جوانهایشان را با اخلاص فرستادند و این جوانها رفتند، ایستادگی کردند و مقاومت کردند و در عملیاتهای مختلف توانستند کارهای برجسته و بزرگی را انجام بدهند.
در غیر از مقوله دفاع مقدس هم همینجور؛ در همین داستان آمل که یک حرکت مردمی عجیبی مردم آمل نشان دادند، اینکه امام (رضوان الله تعالی علیه) در وصیتنامه از مردم آمل اسم آوردند، نشاندهنده عظمت کار اینها - قشرهای مختلف، حتی زنها - است، دخترک ۱۴ ـ ۱۵ ساله در همین داستان آمل، میرود میجنگد و به شهادت میرسد.
البته سوابق مردم مازندران که زیاد است، من بارها گفتهام، از دورانهای قدیم این منطقه تبرستان و منطقه پشت این جبال سربهفلککشیده که لشکریان فاتح خلفا نمیتوانستند از این جبال عبور بکنند، فراریان خاندان پیغمبر، این جوانهایی که در مدینه و در کوفه و در مناطق عراق و حجاز زیر فشار قرار میگرفتند، خودشان، زن و بچههاشان فرار میکردند و خودشان را میرساندند به آن طرفی که نیروهای مسلح آن روز نمیتوانستند برسند لذا مردم مازندران از وقتی که مسلمان شدند، پیرو اهلبیت بودند، یعنی از همان اول، اسلام اینها همراه بود با پیروی از اهلبیت (علیهمالسلام). یک چنین کار بزرگی کردند.
حتی بعدها که عدهای از سادات زیدی و رزمندگان پیرو مکتب زید میخواستند در یمن کارهایی را انجام بدهند، از مازندران کسانی رفتند به آنها کمک کردند و توانستند حکومت علوی و حکومت زیدی را در آن قرون اولیه در یمن بهوجود بیاورند. غرض، افتخارات مردم مازندران یکی دو مورد نیست.
بعد هم در مورد سازندگی، بازسازی سوسنگرد را مازندرانیها قبول کردند، زودتر از همه هم این بازسازی را انجام دادند، تمام کردند و تحویل دادند؛ یعنی یک کار بزرگ و برجستهای را در زمینه سازندگی هم انجام دادند، تا امروز هم بهحمدالله مردم مازندران مردم وفاداری هستند، با اینکه در دوران رژیم طاغوت دشمنان اسلام و عوامل دستگاه طاغوت، این همه علیه دین و تقوا و عفاف و معنویت - هم از لحاظ اخلاقی، هم از لحاظ رفتاری، هم از لحاظ عقیدتی - در این استان کار کرده بودند، در عین حال این مردم ایمانشان را اینجور حفظ کردند و اینجور در دورانهای سخت بروز دادند.
در طول دوران دفاع مقدس تنها یک لشکر، لشکر ویژه شد و آن لشکر، لشکری نبود بهجزء «لشکر ویژه ۲۵ کربلا»