گفتگوی کنگره شهدای مازندران با فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس

با شروع عملیات وقتی بچه های لشکر 25 کربلا، خط را شكستند، اولين لشکری بودند كه وارد شهر فاو شدند و پرچم امام رضا(ع) را كه من از حاج آقای طبسی گرفته بودم، آن شب به دست همین بچه های لشکر 25 كربلا بر بالای مناره مسجد فاو به اهتزاز در آمد. در حقيقت اهتزاز پرچم امام رضا (ع)، اهتزاز پرچم لشکر 25 كربلا در جنگ بود.

اشاره: به گزارش وبلاگ لشکر25کربلا، مطلب زیر گفتگوی کنگره شهدای مازندران با محسن رضایی فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس می باشد که به واکاوی تشکیل لشکر ویژه 25 کربلا پرداخته و تشکیل این لشکر را یک عنایت الهی و یکی از بهترین تصمیم گیری های تاریخ جنگ خوانده است.

لشکر ویژه 25 كربلا از استان مازندران شكل گرفت . استان مازندران که استان گلستان را هم شامل می شد در يک مقطعی به كمک دفاع مقدس آمد كه فوق العاده به وجود آن نياز داشتيم.

در عمليات های بدر و خيبر سال 62 به بعد، دفاع مقدس با يک عدم الفتح های پی در پی مواجهه شده بود كه نياز بود ما چند لشکر و چند تیپ جديد بسازيم. تصميمات ما گرفته شد و چند تيپ پنج گردانه سبک و يک لشکر ويژه بوجود آورديم. آن تيپ های پنج گردانه را از بعضی از استان ها انتخاب كرديم.

مدتی فكر می كرديم كه لشكر ويژه سپاه را از كدام استان انتخاب كنيم و به دليل اينكه من رزمندگان مازندرانی را در لشکرهای مختلف می ديدم و با بعضی از آنها از نزديک آشنا بودم، برداشت من این شد كه لشکر ويژه را بايد از استان مازندران درست كنيم و البته خيلی هم اطمينان نداشتيم كه در اين كار موفق شويم، اما برداشت اوليه من بود كه اين استان، آمادگی بيشتری برای لشکر ویژه شدن از استان های ديگر دارد. بر اساس همين بر آورد اوليه، عده ای از دوستان را صدا زديم. آقای طوسی ، حاج بصير و عزيزان ديگر را هم صدايشان زديم و در جلسه ای که گذاشته بودیم، گفتيم: ما می خواهيم شما يک لشکر ويژه درست كنيد.

خوشحال شدند و با ناباوری نگاه می كردند؛ چون قبلاً آمده بودند و گفته بودند: شما اجازه بدين ما يک تيپ مستقل درست كنيم یا يک لشکر مستقل داشته باشيم و خودمان ، خودمان را اداره كنيم.

وقتی من گفتم: ما قرار است يک لشکر ويژه به شما بدهيم، با ناباوری نگاه می كردند، ولی بسيار اميدوار و با نشاط از جلسه خارج شدند.

حکم فرماندهی لشکر ویژه را به برادرمان آقای مرتضی قربانی داديم. حکم را توی همان كاغذ های جبهه ای می نوشتيم و خيلی سيستم اداری و بروكراتيک وجود نداشت.

به آقا مرتضی گفتم: شما برويد و با بچه های مازندران، لشکر ويژه 25 كربلا را تشکیل بدهيد .

بعد ها مشخص شد اين تصميم در حقيقت يک عنايت الهی بود كه به ذهن دوستان ما آمده بود كه چنين گزينشی را انجام دهيم.

گزينه بسيار بود؛ شايد بتوان گفت: یکی از بهترين و مناسب ترین تصميم گيری های تاریخ جنگ بود.

لشکر ویژه 25 كربلا در عمليات والفجرهشت خودش را كاملاً بالا كشيد و توانست يک کار شگفت انگيز تایخی انجام دهد. چون درست قلب جبهه را به آنها داده بوديم و محور اصلی نيروها كه حدود شهر فاو بود را به آنها واگذار کرده بوديم.

قبل از عمليات، وقتی برای سرکشی به گردان ها می رفتم، می دیدیم دریادلان و فرزندان عزيز امام در لشکر ویژه 25 کربلا چه جور خودشان را آماده نبرد می كنند. روحیه بانشاطی داشتند و بعضی از آنها لحظه شماری می كردند كه عملیات شروع بشود، سر از پا نمی شناختند.

وقتی مانور گردان های لشکر25 را چک می كرديم، می ديديم خيلی آماده اند و بارها رفته بودند و آن معابری را كه بايد عبور می كردند و به خط دشمن می زدند، آنها را شناسایی كرده بودند. هر گردانی از این طرف ساحل يک غواص فرستاده بود و منطقه روبرو را كه بايد به خط می زدند را ديده بودند و تست كرده بودند.

لشکر 25 کربلا خيلی آماده بود، چه از نظر روحی و چه از نظر عملياتی.

با شروع عملیات وقتی بچه های لشکر 25 کربلا، خط را شكستند، اولين لشکری بودند كه وارد شهر فاو شدند و پرچم امام رضا(ع) را كه من از حاج آقای طبسی گرفته بودم، آن شب به دست همین بچه های لشکر 25 كربلا بر بالای مناره مسجد فاو به اهتزاز در آمد.

در حقيقت اهتزاز پرچم امام رضا (ع)، اهتزاز پرچم لشکر 25 كربلا در جنگ بود.

رزمندگان و فرماندهان لشکر 25 كربلا، قابلیت های بالای خود را در عملیات والفجر هشت ثابت كردند.

افرادی مثل شهيد طوسی و حاج بصير از بنيان گذاران اين لشکر بودند. چون که آنها شمالی بودند برای همین ارتباط بهتری می توانستند با نیروها و فرماندهان رده های مختلف لشکر برقرار کنند.

درست است كه آقا مرتضی قربانی نقش بسیار مؤثری در این لشکر داشت اما كسانی كه توانستند اين مجموعه را جمع و جور كنند و منسجم كنند، در واقع سازمان دهندگان آن شهید طوسی و حاج بصير بودند.تدوین:سجاد پیروزپیمان/.