هفت تپه! مقر لشکر ویژه 25 کربلا بایدحفظ می شد؛ اگر تا الآن این کار را نکردند و پیگیرش نشدند، واقعاً کوتاهی کردند...

گزارش/همایش  تجلیل از جانبازان و معلولان نخبه تهرانی )عصر پنجشنبه 18 آبان 91) برگزار شد. قسمت شد که من هم در این همایش شرکت کنم، فضای خوب و دلنشین جانبازان و رزمندگان عطر خاصی به فضای مجلس داده بود و من هم به عنوان جامانده ای از گردان مسلم بن عقیل لشکر 25 کربلا افتخار داشتم در این جمع صمیمی شرکت کنم، به فکر فرو رفته بودم و احساس غربت و دلتنگی خاصی در من ایجاد شده بود.

یاد گردان مسلم، یاد رزمندگان و شهدای عزیز لشکر 25 کربلا می افتادم، و آهی از سر فراغ و جدایی و دوری از آن شیرمردان و دریادلان شمالی می کشیدم و همه اش حسرت می خوردم که چرا ماندنی شدم و از آن قافله پرشور و خدائی جا ماندم و امروز نام خودم را گذاشته ام: "جامانده ای از گردان مسلم لشکر ویژه و خط شکن 25 کربلا"



ناخودآگاه یاد هفت تپه افتادم. یاد آن سرزمین الهی و روحانی سرزمینی که همه بچه های لشکر 25 کربلا روزگاری تکرار نشدنی را در آن سپری کردند، یاد حاج بصیر، طوسی و سردار پابرهنه گردان مسلم"شهید سبزعلی خداداد" افتادم و دیگر دلم از این دربدری و فراغ، تب و تاب نداشت از قرار معلوم آقا محسن رضایی هم سخنران این جمع صمیمی بود، از فرصت بوجود آمده نهایت استفاده را بردم و بعد از سخنرانی آقا محسن، سریع خودم را به پیش او رساندم. در دلم غوغایی بپا بود و دوست داشتم، درددل هایم را از بی مهری ها و کم لطفی هایی که مسئولین به سرزمین آسمانی هفت تپه داشتند، بیان کنم و به آقا محسن بگویم که بعد از این همه سال هنوز ما شمالی ها، همان چادر نشینان قدیمی هفت تپه، یادمان و یادبودی در آن سرزمین مقدس نداریم؛ رسیدم به پیش آقا محسن، سلام کردم و گفتم:

- آقای دکتر! هفت تپه، مقرلشکر ویژه 25 کربلا در دوران دفاع مقدس، چرا تاکنون به عنوان یادمان حفظ نشده است؟

آقا محسن از حرف بی مقدمه ام تعجب کرد و گفت:

- مگر تاکنون آنجا حفظ نشده؟

گفتم:

خیر

آقا محسن گفت:

- پس الآن چه وضعیتی داره؟

گفتم:

- هیچی، الآن زمین بلا استفاده شده، گمنام و غریب واقع شده، حتی کاروان های راهیان نور شمال کشور هم به آنجا نمی روند.

آقامحسن گفت:

- هفت تپه! مقر لشکر ویژه 25 کربلا بایدحفظ می شد اگر تا الآن این کار را نکردند و پیگیرش نشدند، واقعاً کوتاهی کردند.

گفتم:

- چه کسانی باید این کار را می کردند؟

آقا محسن گفت:

- همه؛ مسئولین مازندران، بچه های لشکر کربلا باید می خواستند و آنجا را به عنوان یک یادمان حفظ می کردند، اگر تا الآن حفظ نشده واقعاً حیف شده است.

گفتم:

- شما حاضر هستید به ما کمک کنید تا در آنجا یادمانی را به پاس از شهدا و رزمندگان شمالی بنا کنیم؟

آقا محسن گفت:

- بله حتماً، شما پیگیر باشید من هم حتماً شما را کمک خواهم کرد.



حرف های آقا محسن و حمایتش از ایجاد یادمان هفت تپه، قوت قلبی شد برای من و از خوشحالی داشتم بال در می آوردم. و دیگر داشت اشک های شوق از گونه هایم سرازیر می شد.

انشاالله مسئولین محترم و یادگاران هفت تپه، سرداران لشکر ویژه 25 کربلا در دوران دفاع مقدس، استاندار محترم این گزارش را بخوانند و فکری به حال ما رزمندگان جامانده و جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب بکنند و یادمانی را در هفت تپه بنا کنند.

به امید آن روز...

توسط:رزمنده جامانده گردان مسلم بن عقیل(ع) لشکر25کربلا/تدوین:سجاد پیروزپیمان

عکس ها: محمدامین اکبرنژاد (شلمچه نیوز)